تابلوهاي خيال
گرت‌ون‌ديک - کارن آکوا


كارن آكوا
كارن آكوا، فيلمساز صاحب سبك كانادايي، در سال 1976 از هنرستان رود آيلند كانادا به عنوان كارشناس تصوير‌سازي فارغ‌التحصيل شد. او كه در دوران تحصيل به ساخت فيلم‌هاي پويانمايي روي آورده و پيش‌زمينه¬يي قوي در طراحي داشت، در نخستين جشنواره‌ي بين‌المللي پويانمايي اتاوا در كانادا شركت كرد. حضور در جوامع چند مليتي پويانمايان و مشاركت در برگزاري كارگاه‌ها و همچنين تماشاي فيلم‌هاي متعدد تا امروز نيز در برنامه‌هاي كاري او بوده‌اند.
آكوا با تكيه بر هنر پويانمايي به عنوان ابزار بيان احساسات شخصي، دنياي پيرامونش را به تصوير مي‌كشد. بسياري از كارهاي او كه برنده‌ی جوايز جشنواره‌هاي معتبر دنيا بوده‌اند، نمودي از نشانه‌ها، اسطوره‌شناسي، فرهنگ‌هاي بدوي و قبيله‌اي هستند كه ضرب‌آهنگ موزون و موسيقي، بخش مهمي از آنها را تشكيل مي‌دهد.
وي در بسياري از دانشگاه‌هاي معتبر آمريكا تدريس كرده و آثارش در سراسر جهان به نمايش درآمده‌اند. آكوا از سال 1990 به این سو 20 قسمت از سريال پويانمايي «محله‌ي سه سمي» را براي تلويزيون تهيه و كارگرداني كرده است.
 



گرت ون‌ديك
گرت ون‌ديك در سال 1938 در ادن هلند متولد شد. در 15 سالگي با هدف نقاش شدن به كالج هنري ليكبرگ رفت. اما با دلسردي از سطح تعليمات، پس از فارغ‌التحصيلي تنها به تدريس هنر پرداخت. پس از سال‌ها مجدداً به طراحي و نقاشي روي آورد و با برگزاري نمايشگاه‌هاي متعدد داخلي و خارجي به سرعت به موفقيت رسيد. «مرحوم پروانه» اولين فيلم بلند 35 ميلي‌متري فنديك در سال 1975 است كه آغازي بر موفقيت‌هاي بي‌پايان اوست. ون‌ديك كه فيلم‌هايش را نقاشي‌هاي متحرك توصيف مي‌كند، علاوه بر فيلم‌هاي مستقل فراواني كه جايزه‌هاي متعددي را كسب كرده‌اند، تيتراژهاي زيادي را براي فيلم‌هاي داستاني نيز ساخته است. ون‌ديك از سال 1988 در كالج هنري تيلبرگ به تدريس پويانمايي پرداخته و تلاش‌هاي بي‌وقفه‌اي را نيز در زمينه تثبيت پويانمايي به عنوان يكي از اشكال مهم هنري براي بزرگسالان آغاز كرده است. او يكي از پايه‌گذاران موسسه پويانمايي هلند است. 31 فيلم كوتاه حاصل 32 سال فعاليت او در عرصه پويانمايي مي‌باشد. علاوه بر فيلم‌هايي كه در اين بخش به نمايش درمي‌آيند، برخي از فيلم‌هاي او عبارتند از:
پرچم (1972)،‌ كنف (1979)، انتها (1981)، آب (1988) حركت مي‌كنم، پس هستم (1997) و....
از جمله جوايز وي مي‌توان به عناوين زير اشاره كرد:
جايزه‌ي بزرگ جشنواره اُبرهاوزن براي فيلم «ورزش با تمام وجود» (1977)
ـ جايزه بزرگ جشنواره بيلبائو براي فيلم «كودليبت» (1978)
ـ جايزه جشنواره هلند براي فيلم «من حركت مي‌كنم، پس هستم» (1998)



 

فيلم های كارن آكوا
 
 

رو در رو

12 دقيقه / 1982
داستانی تخيلي و خود نگارانه كه دوگانگي دروني انسان برآشفته از تمايلات پيچيده‌اش را به تصوير مي‌كشد. پاسخ آشتي ميان كار و تخيل است.از جوايز اين فيلم مي¬توان به جايزه‌ي داوران در بزرگداشت سينمايي سينگينگ گريك، ‌1982 / تقدير در پويانمايي شرق آسيفا، 1983 اشاره كرد.
حضور در جشنواره‌ها: جشنواره‌ي پويانمايي بانگوك، تايلند، 1986 / جشنواره‌ي انسي، فرانسه، 1983 / جشنواره‌ي فيلم هامبولت، ‌كاليفرنيا، 1982 و....

 
 

   

كاكانيا

4 دقيقه / 1988
تركيب چشمگير موسيقي و تصوير در این فیلم، تضاد ميان فشار و آشوب زندگي شهري مدرن و نظم آييني جوامع قبيله‌يي را نشان مي‌دهد. از جوايز اين فيلم مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: جايزه‌ي بهترين طراحي، آسيفاي شرق آسيفا 1990
حضور در جشنواره‌ها: جايزه‌ي نخست پويانمايي جشنواره‌ي فيلم مارين كونتي، آمريكا، 1990 / منتخب كارگردانان در جشنواره هاي فيلم و ويدوي بلك ماريا، آمريكا، 1989

   

اندرون

4 دقيقه / 1976
سفري دروني آدمي به اندرون نهايي‌اش ، به داخلي‌ترين مكان. از جوايز ين فيلم: جايزه‌ي ويژه‌ي جشنواره‌ي توك فرانسه، 1978/ جايزه‌ي داوران بزرگداشت سينمايي سينكينگ گريك، 1977 و....

 

 

مال خودت

7 دقيقه / 1984
فنجاني سه پا، سرشار از تصاوير و تاثيرات دنياي پيرامونش، سفري را آغاز مي كند.
جوايز: جايزه‌ي نخست جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم بالتيمور، 1986 / جايزه‌ي كميته‌ي ويژه‌ي جشنواره فيلم بلك كانتي، 1985 و....
حضور در جشنواره‌ها: جشنواره‌ي فيلم ادنسه، دانمارك، 1985 / جشنواره‌ي فيلم «نگاه زن»، ‌پورتلند، 1985 / جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم‌هاي پويانمايي اشتوتگارت، آلمان 1986و 1990

 
 

   

نه زندگي

7 دقيقه / 1987
ورق‌هاي بازي يك پيشگو، با استفاده از استعاره‌ي زندگي‌هاي متعدد يك گربه، بيننده را به سفري خيالي در گذر زمان و میان حافظه‌ي جمعي انسان‌ها مي‌برد.
جوايز: جايزه‌ي سوم بهترین موسيقي متن از آسيفاي پويانمايي شرق آسيفا، 1988 / تقدير در جشنواره‌ی فيلم نيوانگلند، 1987 و....
حضور در جشنواره‌ها: جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم‌هاي پويانمايي شانگهاي، چين، 1988 / جشنواره‌ي بين‌المللي پويانمايي اتاوا، كانادا 1988 / جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم دنور، ‌1987

 

   

گراند زرو، ‌منطقه‌ي مقدس

35 م.م/ 9 دقيقه / 1997
صخره نگاري‌هاي يك تمدن بومي باستاني آمريكايي در جنوب نيومكزيكو، در نزديكي محل انفجار نخستين بمب اتمي جهان قرار دارد. اين نزديكي با تضاد ميان دو دنيا همراه شده، دنيایي در صلح و هماهنگي طبيعت، ‌و دنيايي كه در تلاش براي كنترل طبيعت آن را نابود مي‌كند. از جوايز اين فيلم: بهترين تدوين، جشنواره‌ي فيلم آن آربر، 1998 / جايزه‌ي بهترين پويانمايي از جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم هامبولت / جايزه بهترين طراحي ازآسيفاي شرق آسيفا، 1999 / نشان طلاي جايزه‌ي لئوناردو، ‌ايتاليا، 1999 و....
حضور در جشنواره‌ها: جشنواره‌ي بين‌المللي پويانمايي هيروشيما، ژاپن، 1998 / جشنواره‌ي بين‌المللي پويانمايي اشتوتگارت، آلمان، 1998 / جشنواره‌ي پويانمايي نيويورك، آمريكا، 1999 / جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم اكسايل، سوئد، 2001

 

   




فيلم های گرت ون‌ديك

 

قاب ثابت

35 م.م / 4 دقيقه / 1991
اين فيلم نشانگر وابستگي عميق و پايدار ون‌ديك به هنرهاي بصري است. سي و نه تابلوي نقاشي از كلكسيون موزه‌ي فرانس هال در هارلم جان مي‌گيرند و دوباره مدل نقاشي مي‌شوند. سپس خود را به شكل تابلوهايي پُر شور عرضه مي‌كند و باز در يكديگر ادغام مي شوند.

 

   

كمك روزانه

35 م.م / 13 دقيقه / 1983
روحيه‌ی شورشي و كمال‌طلب ون‌ديك در فیلم‌هاي قبلي، در اين فيلم كه تركيبي از تكنيك‌هاي ‌‌مختلف پويانمايي داشت، شكلي بدبينانه مي‌يابد. يك پسر پيشاهنگ سعي دارد به همه‌ي كساني كه مي‌بيند، كمك كند اما پيش از كمك به آدم موردنظر، با مشكل فرد بعدي روبه‌رو مي‌شود.

 

   

موسيقي هزاره

35 م.م / 3 دقيقه / 1983
در اين فيلم تصاوير بازسازي شده‌ي تبليغات تلويزيوني به شكلي متضاد در كنار اشكالي از توده‌هاي مردم قحطي زده‌ي هزاره‌ي سوم نمايش داده مي‌شوند.

 

   

او دست‌هايش را به هم قلاب كرده بود

35 م.م / 6 دقيقه و 5 ثانيه / 1982
بازنمايي كلاژ مانندي از زندگي مردي كه خاطرات كودكي خود را به داشته‌هاي مادي زندگی ترجيح مي‌دهد. خاطراتي چون صداي كفش نو، قدم زدن با پدر و بوي درختان نارون.

 

   

ورزش با تمام وجود

35 م.م / 3 دقيقه / 1973
اعتراضی عليه شهرنشينی فزاينده. نمايي ايستا از داستان پروانه‌ای كه انبوه خانه‌ها و كارخانه‌ها، فضاي زندگي او را نابود كرده‌اند. گسترش صنايع به سرعت به فضای سبز محل زندگي پروانه حمله می‌کند و در نهايت پروانه با سنجاقي روي ديواری چسبانده مي‌شود.

 

   

آخرين كلمات دوچ شولتز

35 م.م / 23 دقيقه و 18 ثانيه / 2003
داچ شولتز، در كنار آل كاپون، يكي از قديمي‌ترين گنگسترهاي آمريكا در خلال دهه‌هاي 20 و 30 قرن پيش بود كه توسط تيراندازان گروهي ديگر، كشته شد. در این فیلم پليس تندنویسی که کنار تخت شولتز محتضر نشسته، مي‌كوشد تا از خلال آخرين گفته‌هاي او در يابد، چه كسي او و محافظش را كشته است. اين فيلم 8 بخش دارد كه هر يك، قسمتي از ذهن مرد در حال موت را به نمايش مي‌گذارند.

 

   


پروانه